مرتضى مطهرى
196
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ديگرى قوى . طبيعت ، آن قوى را انتخاب مىكند . حال چطور اين قوى شده و آن ضعيف ، اين تابع يك علت تصادفى است . قانون اصلى طبيعت ، قانون انتخاب طبيعى است ولى تصادف همين مقدار نقش دارد كه كأنّه براى طبيعت زمينه مىسازد كه چه را انتخاب كند . پس در باب تصادف اگر كسى بخواهد منكر تصادف بشود ، به اين معنا منكر مىشود كه [ در پاسخ به اين سؤال كه ] آيا علت اصلى حوادث تاريخى و تحولات تاريخى تصادفات است ؟ مىگويد خير ، تصادفات در عين اينكه بىتأثير نيست ، نقش اصلى از آنِ آنها نيست . يك جريان زير پردهاى هست كه آن جريان كار خودش را انجام مىدهد . اگر تصادف هم رخ نمىداد آن باز كار خودش را انجام مىداد . از اين جهت نظير سخن منكران نظريهء قهرمانان است كه مىگفتند قهرمان مظهر علت اصلى است نه اينكه علت اصلى است . شما وقتى مىبينيد قهرمانى در زمانى آمد و تاريخ را ورق زد و آن را عوض كرد خيال مىكنيد كه اين قهرمان ناگهان پيدا شد و دنيا را عوض كرد ، در حالى كه جريانى در بطن اجتماع و در زير پردهء اجتماع وجود داشته [ كه موجد آن حادثه شده است . ] مثل يك آب زيرزمينى كه در جايى جريان دارد ، مىخواهد نقطهاى را پيدا كند كه از آن نقطه بجوشد . قهرمان « مظهر » است ، چنان كه دهنهء قنات را « مظهر قنات » مىنامند . شخصيت قهرمان مظهر ارادهء جامعه و مظهر ارادهء تودهء مردم است والّا قهرمان كارهاى نيست . اينجا هم همين حرف را بايد بزنيم كه حادثهء تصادفى يك نمايش است . كسى كه عميق نباشد آن را علت مىداند و مىگويد : ببينيد ! با يك ادرار كردن ، يك دولت به كلى منقرض مىشود . نمىداند كه اين يك بهانهء ظاهرى بود كه آن واقعه را دو روز جلو يا عقب انداخت . يك جريان پشت پردهاى وجود داشت كه حكومت بنى اميه را محكوم به انقراض كرده بود و اگر آن ادرار هم نبود بالاخره اينها منقرض مىشدند . اين مسئله ، مسئلهء قابل توجهى است و بستگى دارد به اين مسئله كه آيا جامعه براى خودش طبيعت و شخصيتى دارد يا نه ؟ و اگر جامعه طبيعت و شخصيتى دارد ، خود آن طبيعت و شخصيت رو به تكامل است يا نه ؟ يعنى يك ميل طبيعى به تكامل در جامعه وجود دارد يا نه ؟ اگر آن نظريه را [ كه علت اصلى تحولات تاريخى تصادفات نيست ] بپذيريم قهراً اين نظريه را هم بايد بپذيريم [ كه جامعه ، طبيعت و شخصيتى دارد و آن طبيعت و شخصيت رو به تكامل است . ]